تبليغاتX
بغض دلهای شکسته

بغض دلهای شکسته

بغض دلهای شکسته

اس ام اس مخصوص ماه رمضان

 

نظریه فلسفی غضنفر  درباره روزه:

انسان در این دنیا مسافری بیش نیست

و روزه بر مسافر واجب نیست !

.

.

ماه رمضان

مشترک گرامی به علت حلول ماه مبارک رمضان

از خوردن جگر شما تا هنگام افطار معذوریم

لطفا بعد از افطار در دسترس باشید !

.

.

ماه رمضان

به یارو میگن تو که روزه نمی گیری ، چرا سحری می خوری ؟

می گه نماز که نخونم، روزه که نگیرم ، سحری هم نخورم !؟

بابا مگه من کافرم!؟

.

.

ماه رمضان

یارو ! روزه میگیره از حال میره از پذیرایی در میاد !!!

.

.

ماه رمضان

طرف روزه می گیره، ۵ دقیقه به اذان روزشو میشکنه

می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم !

.

.

ماه رمضان

ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد !

جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید !

 

.

.

ماه رمضان

ماه رمضان ماه صفا ، تعطیلی ، پرخوری ، بیکاری

و سیگار بعد از افطاری و تماشای سریالهای سرکاری مبارک باد !

.

.

ماه رمضان

به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟

می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه !

.

.

ماه رمضان

ماه رمضونه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم

آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !

روی تو حساب کردم!!!

.

.

ماه رمضان

مناجات غضنفر باخدا :

خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن !

.

.

ماه رمضان

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید !

.

.

ماه رمضان

عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی غضنفر) !

.

.

ماه رمضان

به غضنفر میگن پاشو سحره ، میگه بزار بخوابم ، خودم فردا بهش زنگ میزنم !

.

.

ماه رمضان

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه !

.

.

ماه رمضان

یارو! ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه

دوستش بهش میگه سحر صدات کنم ؟

یارو! می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 20:52  توسط داداش میثم  | 

آموخته ام

 
آموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد، نه زمان

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 21:9  توسط داداش میثم  | 

داستان عبرت آموز

ابن عباس می گوید : در میان بنى اسرائیل عابدى بود بنام "برصیصا" كه زمانى طولانى عبادت كرده بود، و به آن حد از مقام قرب رسیده بود كه بیماران روانى را نزد او مى آوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مى یافتند، روزى زن جوانى را که از یک خانواده با شخصیت بود به وسیله برادرانش نزد او آوردند، و بنا شد مدتى بماند تا شفا یابد، شیطان در اینجا به وسوسه گرى مشغول شد، و آنقدر صحنه را در نظر او زینت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد! چیزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا كه گناه همیشه سرچشمه گناهان عظیمتر است ) زن را به قتل رسانید، و در گوشه اى از بیابان دفن كرد! 

برادرانش از این ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنین جنایت هولناكى زده ، این خبر در تمام شهر پیچید، و به گوش امیر رسید، او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود، هنگامى كه جنایات عابد، مسلم شد او را از عبادتگاهش فروكشیدند، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بیاویزند، هنگامى كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شیطان در نظرش مجسم شد، گفت : من بودم كه تو را به این روز افكندم ! و اگر آنچه را مى گویم اطاعت كنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم كرد!عابد گفت چه كنم ؟ گفت : تنها یک سجده براى من كن كافى است ! عابد گفت: در این حالتى كه مى بینى توانائى ندارم شیطان گفت : اشاره اى كفایت مى كند، عابد با گوشه چشم ، یا با دست خود، اشاره اى كرد و سجده به شیطان آورد و در دم جان سپرد و كافر از دنیا رفت ! آرى چنین است سرانجام وسوسه هاى شیاطین، و منافقانى كه در خط آنها هستند.


قرآن در این رابطه میگوید :«كَمَثَلِ الشیْطنِ إِذْ قَالَ لِلانسنِ اكفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنى بَرِى ءٌ مِّنك إِنى أَخَاف اللَّهَ رَب الْعَلَمِینَ»1 ؛ (این منافقان ) در مثل مانند شیطان اند كه به انسان (همان برصیصاى عابد) گفت : به خدا كافر شو. پس از آن كه به دستور آن ملعون كافر شد، به او گفت : من از تو بیزارم . من از عذاب پروردگار عالمیان مى ترسم !
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:7  توسط داداش میثم  | 

دلم گرفته

امشب آقا خیلی دلم گرفته
حرف دلم را میدانی؟
هنوز امیدوارم به لطف پروردگار
و درد و دلهایم را
برایت بنویسم و به دست رود بسپارم
انگار خالی میشوم
امشب آقا حالت انفجار دارم
هرچه میگریم خالی نمیشوم
راه گلویم بسته شده
دست خودم نیست
آقا گریه امانم نمیدهد ..
چه کنم ؟ .. از آستانت دور شدم و
سردرگم در گیر و دار و بند دنیا
دنیا وفا نکرد
به وفای دنیا امیدی ندارم ..
فقط به لطف و کرم پروردگار امیدوارم
پذیرایم نیست ..
من ! می دانم !
اگر او مرا به حال خود واگذارد
یک لحظه – حتی یک لحظه – معلوم نیست چه بر سرم آید !؟
……
ای وای امشب چه بر سر دلم آمده ؟
چرا رها نمیشوم ؟
چرا ؟ چرا آسوده ام نمی کنی؟ …
با همه بدی هایم هنوز امیدوارم
و امید یاری دارم ..

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:51  توسط داداش میثم  | 

الفبای زندگی

 

 

 

A
- Accept :
پذيرا باشيد:
ديگران را همانگونه که هستند بپذيريد ، حتي اگر برايتان مشکل باشد که عقايد ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنيد
.
B -
Break away : خودتان را جدا سازيد:
خود را از تمام چيزهايي که مانع رسيدن شما به اهدافتان مي شود جدا سازيد
.
C -
Creat : خلق کنيد :
خانواده اي از دوستان و آشنايانتان تشکيل دهيد و با آنها اميدها ، آرزوها ، ناراحتي‌ها و شادي‌هايتان را شريک شويد
.
D –
Decide : تصميم بگيريد:
تصميم بگيريد که در زندگي موفق باشيد. در آن‌صورت شادي راهش را به طرف شما پيدا مي‌کند و اتفاقات خوشايند و دلپذيري براي شما رخ خواهد داد
.
E -
Explore : کاوشگر باشيد :
جستجو و آزمايش کنيد. دنيا چيزهاي زيادي براي ارائه کردن دارد و شما هم قادريد چيزهاي زيادي را ارائه دهيد. هر زمان که کار جديدي را آزمايش مي‌کنيد خودتان را بيشتر مي‌شناسيد
.
F -
Forgive : ببخشيد :
ببخشيد و فراموش کنيد . کينه فقط بارتان را سنگين‌تر مي‌کند و الهام‌بخش ناخوشايندي است. از بالا به موضوع نگاه کنيد و به خاطر داشته باشيد که هر کسي امکان دارد اشتباه کند
.

 

G -
Grow : رشد کنيد:
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنيد تا نتوانند مانع و سد راه شما براي رسيدن به اهدافتان شوند
.
H –
Hope : اميدوار باشيد:
به بهترين چيزها اميد داشته باشيد و هرگز فراموش نکنيد که هر چيزي امکان‌پذير است، البته اگر در کارهايتان پشتکار داشته باشيد و از خدا کمک بخواهيد
.
I -
Ignore : ناديده بگيريد:
امواج منفي را ناديده بگيريد . روي اهدافتان تمرکز کنيد و موفقيت‌هاي گذشته را بخاطر بسپاريد . پيروزي‌هاي گذشته نشانه و رابطي براي موفقيت‌هاي آينده هستند
.
J –
Journey : سفر کنيد:
به جاهاي جديد سر بزنيد و با فکر روشن ، امکانات جديد را آزمايش کنيد . سعي کنيد هر روز چيزهاي جديدي را بياموزيد ، بدين‌صورت رشد خواهيد کرد و احساس زنده بودن مي کنيد
.
K –
Know : بدانيد:
بدانيد که هر مساله‌اي هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهايت حل خواهد شد . همان‌طور که گرماي مطبوع و دلپذير بهار پس از سرماي طاقت فرساي زمستان مي‌آيد
.
L –
Love : دوست بداريد :
اجازه دهيد که عشق به جاي نفرت، قلبتان را پر کند. زماني که نفرت در قلب شما ساکن است هيچ فضاي خالي براي عشق وجود ندارد، اما موقعي که عشق در قلبتان ساکن است، تمام خوشبختي و شادي در وجودتان قرار دارد
.
M –
Manage : مدير باشيد:
بر زمان مديريت داشته باشيد، تا استرس و نگراني کمتري شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث مي شود که روي موضوعات مهم بهتر تمرکز کنيد
.
N -
Notice : توجه کنيد:
هرگز افراد فقير، نااميد، رنج کشيده و ضعيف را ناديده نگيريد و هر نوع کمکي را که قادريد به اين افراد ارائه دهيد از آنان دريغ نکنيد

 

.
O - Open :
باز کنيد:
چشم‌هايتان را باز کنيد و به تمام زيبايي‌هايي که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنيد. حتي در سخت‌ترين و بدترين شرايط، چيزهاي زيادي براي سپاس‌گزاري وجود دارد
.
P – Play :
بازي و تفريح کنيد:
فراموش نکنيد که در زندگيتان تفريح و سرگرمي داشته باشيد. بدانيد که موفقيت بدون شادي و لذت‌هاي مشروع، مفهومي ندارد
.
Q –
Question : سوال کنيد:
چيزهايي را که نمي دانيد بپرسيد، زيرا که شما براي ياد گرفتن به اين کره خاکي آمده‌ايد
.
R –
Relax : آرامش داشته باشيد:
اجازه ندهيد که نگراني و استرس بر زندگي شما حاکم شود و به ياد داشته باشيد که همه چيز در نهايت درست خواهد شد
.
S –
Share : سهيم شويد:
استعدادها، مهارتها، دانش و توانايي‌هايتان را با ديگران تقسيم کنيد. زيرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمي‌گردد
.
T –
Try : تلاش کنيد:
حتي زماني که روياهايتان غير ممکن به نظر مي‌رسند تلاشتان را بکنيد . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره مي‌شويد
.
U –
Use : استفاده کنيد :
از استعدادها و توانايي‌هايتان به عنوان بهترين هديه استفاده کنيد . استعدادهايي که تلف شوند ارزشي ندارند. استفاده صحيح از استعدادها و توانايي‌هايتان براي شما پاداش‌هاي غيرمنتظره‌اي به دنبال دارد
.
V –
Value : احترام بگذاريد:
براي دوستان و اقوامي که شما را حمايت و تشويق کرده‌اند ، ارزش قايل شويد و هر کاري که از دستتان بر مي آيد براي آنها انجام دهيد
.
X –
X-Ray : اشعه ايکس:
با دقت و شبيه اشعه ايکس به قلب‌هاي انسانهاي اطراف خود بنگريد در نتيجه شما زيبايي و خوبي را در قلب آنها خواهيد ديد
.
Y –
Yield : اجازه دهيد:
اجازه دهيد که صداقت و درستکاري وارد زندگيتان شود. اگر شما در راه درستي حرکت کنيد درانتها خوشبختي را خواهيد يافت
.
Z –
Zoom : تمرکز کنيد:
زماني که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است، به جاهاي شاد برويد. اجازه ندهيد که تلخي‌ها مانع رسيدن شما به اهدافتان شود. در عوض روي توانايي‌ها ، روياها و فردايي روشن تمرکز کنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 0:36  توسط داداش میثم  | 

وقتی کسی را دوست دارید

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می‌شود.
وقتی کسی را دوست دارید
، در کنار او که هستید، احساس امنیت می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، زمانی که در کنارش راه می‌روید احساس غرور می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، تحمل دوری‌اش برایتان سخت و دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید
، شادی‌اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی‌اش برایتان سنگین‌ترین غم دنیا ست.
وقتی کسی را دوست دارید
، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید
، شیرین‌ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده‎اید.
وقتی کسی را دوست دارید
، حاضرید برای خوشحالی‌اش دست به هرکاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید
، در مواقعی که به بن‌بست می‌رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می‌رسید.
وقتی کسی را دوست دارید
، برای دیدن مجددش لحظه شماری می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، حاضرید از خواسته‌های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید
، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می‌دهید.
وقتی کسی را دوست دارید
، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد.
وقتی کسی را دوست دارید
، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید
، تحمل سختی‌ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می‌شوند.
وقتی کسی را دوست دارید
، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید
، به همه چیز امیدوارانه می‌نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می‌شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید
، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می‌کنید.
وقتی کسی را دوست دارید
، واژه تنهایی برایتان بی‌معناست.
وقتی کسی را دوست دارید
، آرزوهایتان آرزوهای اوست.
وقتی کسی را دوست دارید
، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید.

به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 12:7  توسط داداش میثم  | 

پیامهای عاشقانه

هر شب که انتظارت را می برم به روز
شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
وقتی دوتا دوست با هم صمیمی اند ،  مرگ فقط یکی را داغدار می کند ولی جدایی هر دوتا رو !
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر / چو دیدم دوست میدارد دلت دل های ویران را .
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
چه دعایی کنمت بهتر از این ، که خدا پنجره ای رو به اطاقت باشد .
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد .
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟ گفتم به کجا ؟ گفت به خلوتگه دوست ، گفتم مگر تو فاصله ای میبینی بین آنکس که دل ما همه منزلگه اوست !
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
یوسف در «چاه» حسد برادرانش گرفتار شد،من در «چاه» عشق تو.
او عزیز مصر شد،من عزیز دل تو!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
حوصله جمع رو ندارم میخوام یه ضرب تنهایهامو باهات تقسیم کنم
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
محبت مثل سکه میمونه که اگه بیفته تو قلک قلب ، نمیشه درش آورد ، اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکونی
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
اس ام اس اورژانسی : همین الان خودتو ماچ کن دلم واست تنگ شده
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دوستی حادثه است و جدایی قانون ، پس حادثه آفرین قانون شکن باش
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
ما وقت و بی وقت،دم وقت،اول وقت،وسط وقت،آخر وقت خلاصه همه وقت به یادتیم…
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
با تموم فقر هرگز محبتو گدایی نکن و با تموم ثروت هرگز عشق را خریداری نکن…
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
تبریک میگم! امروز اولین روز از بقیه عمر شماست!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بی دلی هم عالمی دارد،کاش هیچوقت دلی نداشتیم تا نشکنه،نسوزه،تنگ نشه…
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بی تو دنیا چه غم انگیزه برام

لحظه ها غروب پاییزه برام

تموم دنیا اگه مال من باشه

بی تو یک مشت خاک ناچیز برام
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بدترین دلتنگی اینه که حضور کسی رو احساس کنی ولی کنارش نباشی…
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
آنکه دلی برای دوست داشتن به ما داد کاش صبری هم برای دوری ها می داد…
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
ستاره های آسمون فدای یک لحظه نگات

کجایی تک ستاره ام خیلی دلم تنگ برات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 1:50  توسط داداش میثم  | 

sms.......SMS

به یارو میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟ میگه.سانفرانسیسکو میگن بنویسش میگه غلط کردم. قم

گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت (پیامک پزشکی- بهداشتی !):32:

یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن
منم تو رو خواستم
گفت نمیشه
گفتم چرا ؟
گفت : ما تو کار بنجل نیستیم !!!

خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید :
یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !
شوهر گفت : محضر طلاق !!!

آیا می دانستید بز بز قندی اولین بز دیابتی دنیا بود؟؟silly

ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت می شستم / خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری !!!

نصیحت غضنفر به پسرش : هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره !!!

حیوانات 12 دقیقه زود تر زلزله را متوجه میشن بی خبرمون نذاری کلک !!

یارو رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه: اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو party

غضنفر ميره كولر بخره، یارو میگه كولر آبي ميخواي؟ ميگه: فرقي نميكنه، قرمز بده.

به غضنفر خبر میدن که بابا شدی میگه به زنم نگید میخوام غافلگیرش کنم.

یارو زن ژاپنی می گیره هی نگاش میکنه و میگه:
اگه خوابت میاد برو بخواب.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 9:46  توسط داداش میثم  | 

مادر دوست دارم

دلم می خواست زیباترین لبخندها نثارت
کنم و گل بوسه های مهر را بر دستهایت
بنشانم .دلم می خواست سر بر روی
شانه هایت بگذارم و حرفای نا گفته دلم را
برایت نجوا کنم .دلم می خواست همیشه در
کنارم باشی و من با عشق نامت را صدا کنم
ای مادر مهربانم ……….


دوستــــــــــــــــــــــــــت دارم مــــــــــــــــــــــــــــــــادر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:33  توسط داداش میثم  | 

روز مادر به همه مادران مبارک باد

 

 

مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

 روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

 روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی

 که عمری به پای باليدن تو چروک شد

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او

 که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

 روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

مادرم روزت مبارک...


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:19  توسط داداش میثم  | 

پیام های جدید

الهی قلب غم آتش بگیرد / سیاهی دق کند ماتم بمیرد

الهی تا رفیق هست و زمان هست / کسی یاد تو را از من نگیرد . . .

ღ♥ღ

راستی ثانیه ها نامردند / گفته بودند که بر می گردند

بر نگشتند و پس از رفتنشان / بی جهت عقربه ها می گردند . . .

ღ♥ღ
هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا

همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها . . .

ღ♥ღ

فردا که باز هم خورشید طلوع کند ، باز من مثل همیشه ، استوارتر ، محکم تر

امیدوارانه تر ، چشم به راهت خواهم ماند ، خواهم ماند . . .
بهار آمد که من شیدا بگردم / چو ماهی بر لب دریا بگردم

پلنگ در کوه و آهو در بیابان / همه جفتند و من تنها بگردم !

ღ♥ღ
ای بشر آخر پنداری که دنیا مال توست / ورنه پنداری که عجل دنبال توست

هرچه خوردی مال مور / هر چه بردی مال گور

هر چه مانده مال وارث / هر چه کردی مال توست . . .

ღ♥ღ
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 17:38  توسط داداش میثم  | 

پاره آجر

پاره آجر
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند. پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد .... در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:8  توسط داداش میثم  | 

خدایا شکر

خدایا شکرت

روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه می کرد، ماشین گران قیمتی جلو پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد و با احترام در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد. با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید. آنها کودک را روی تاب گذاشتند.

خدایا! چه می دید! پسرک عقب مانده ذهنی بود. با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت، او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت. چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 19:33  توسط داداش میثم  | 

دزد جوانمردی!

دزد جوانمردی!

اسب سواری، مرد چلاق و افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست.
مرد سوار دلش به حال او سوخت.
از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند.
مرد چلاق وقتی بر اسب سوار شد، دهنه ی اسب را کشید و گفت : ... اسب را بردم ، و با اسب گریخت!
اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : تو ، تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!
اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم! مرد چلاق اسب را نگه داشت.
مرد سوار گفت : هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی؛ زیرا می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به پیاده ای رحم نکند!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 15:21  توسط داداش میثم  | 

موهبت الهی

موهبت الهی

روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است.
دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگوئید تا من به شما امتیاز بدهم.
مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم.
فرشته گفت: این سه امتیاز.

مرد اضافه کرد: .... من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم.
فرشته گفت: این هم یک امتیاز.
مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم.
فرشته گفت: این هم دو امتیاز.

مرد در حالی که گریه می کرد گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل حال من کند.

فرشته لبخندی زد و گفت : بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 15:19  توسط داداش میثم  |